" همسفر من بیا تا بگویمت از تنهاییهایم "
سالها تنها بودم اما هیچ غم و غصه ای نداشتم تا اینکه روزی کسی در زد. گفتم کیست؟ گفت: من سرنوشتم در را باز کن، در را گشودم و رو به من ایستاد و گفت :
می خواهم تو را از این تنهایی رها سازم، می خواهم کسی را با تو همسفر کنم، مرا در هر سفر، همسفری نبود و تنها بودم، سرنوشت گفت: آیا همسفری می خواهی.
از گفته ی او خوشنود شدم و گفتم آری. به من همسفری داد ، در هر سفر همراهم بود.
مرا که همیشه تنها بودم حس عجیبی در وجودم داشتم، نمی دانستم این چه چیزیست که در همه وجودم شعله ور شده تا جایی که حتی یک لحظه جدایی برایم ممکن نبود. آنقدر وابسته شده بودم که لحظه ای بی او بودن را حتی در تصور و خیال نیز نمی توانستم تصور کنم. زمانی که در کنارم بود انگار که مالک دنیا بودم . روزها گذشت تا اینکه روزی با چهره ی پر از غم و اندوه به نزدم آمد و گفت:
" گویمت یک سخن گر چه سخت است گفتنش "
" گفتمش چیست که تو را چنین پریشان کرده "
گفت: دگر نخواهد با من بودن را ...................
انگار همه ی دنیا روی سرم خراب شد، اشکم درآمد، نمی توانستم چیزی بگویم و فقط رفتنش را نظاره کردم.
چندی با غم و غصه گذشت دیگر طاقتم تمام شد نزد سرنوشت رفتم و گفتم: همسفر من کجاست؟
گفت: همسفرت، گفتم: آری همسفرم، سپس رو به من کرد و گفت:
همسفر تو یک دل شکسته بود که خواستم او را از تنهایی در بیاورم و چون تو را تنها دیدم خواستم که هر دوی شما از تنهایی در بیایید، من از همسفر تو قولی گرفتم که بعد از او دیگر نباید عاشق کسی دیگر شود اما او به قول خود عمل نکرد، بدین خاطر دیگر نمی توانست با تو بماند، به این دلیل که هر دوی شما به عهد خودتان پایبند نبودید مجازات خواهی شد و تا ابد در تنهایی و غم خواهید ماند. سپس دستان خود را بلند کرد و مسیری را نشانم داد و گفت: آن جاده، راهی است که او از آن گذشته، اما بدان که آن راه، راهی بس دشوار و طاقت فرساست، نمی دانم که می توانی از آن عبور کنی یا نه این را گفت و رفت و من ماندم و یک جاده بی انتها. برای یافتن او کوله بارم را بستم و به راه افتادم. سرنوشت در قبال اینکه به قولم پایبند نبودم می خواست مرا مجازات کند. این راه راهی تاریک و پر از پیچ و خم است، نمی دانم که راهم را درست می روم یا اشتباه، در این جاده بی انتها سر گردانم........
" بهترینم تا ابد در جستجویت می آیم تا اینکه تو را بیابم، و این را بدان که تا زنده ام فراموشت نمی کنم "
مســافر