|
حتماً تا حالا رفتين دمه ساحل، موجاي دريا خيلي قشنگن ، دوست دارم کنار ساحل بشینم و دریا و غروب قشنگ خورشید و تماشا کنم. الان هم می خوام داستان عشق ساحل و دریا رو بگم که خیلی شبیه داستان واقعی خودمه. ساحل و دریا خیلی با هم خوب بودن، ساحل درد دلاشو به دریا می گفت، اون تو حرفاش از یه چیزی می گفت که دریا همیشه حسرت اون رو می خورد، چيزي كه ساحل ازش به دريا ميگفت: عشق بود. دريا عاشق ساحل بود ولي مي دونست كه هيچ وقت اونا نمي تونن به هم برسن. يه وقتايي كه دريا و ساحل كنار هم هستن دريا خيلي ساكت و آرومه، دريا هميشه آرزوش اين بود كه دستاي ساحل رو تو دستاش بگيره و بهش بگه که چقدر دوسش داره ولي سرنوشت اون اين بوده كه فقط تو قلبش اونو داشته باشه، درسته كه اونا هيچ وقت نمي تونن به هم برسن ولي قلباشون هميشه با همه.
واسه همتون دعا ميكنم كه عشقتون، عشق دريـــا و ســـاحل باشه اما نه جدا از هم
دوستت دارم بهترينم
مســافر
|