تبليغاتX

ღ♥ღ دلم تنگ میشه برات ღ♥ღ

ღ♥♥ღ و عشق صدای فاصله هاست --- فاصله هایی که غرق ابهامند ღ♥♥ღ

از آنجايي كه هيچ كس نمي خواست دنبال ديوانگي بگردد ،همه قبول كردند كه او چشم بگذارد. ديوانگي جلوي درختي رفت و چشمهايش را بست و شروع كرد به شمردن: يك ... دو ... سه ...

همه رفتند تا جايي پنهان شوند. (لطافت) خود را به شاخ ماه آويزان كرد.(خيانت) داخل انبوهي از زباله ها پنهان شد. (اصالت) در ميان ابرها پنهان شد.(هوس)به مركز زمين رفت.(طمع)داخل كيسه اي كه خودش دوخته بود مخفي شد و (ديوانگي) همچنان مشغول شمردن بود:هفتاد و نه ... هشتاد ...

همه پنهان شده بودند ، به جز (عشق) كه مردد بود و نمي توانست تصميم بگيرد و جاي تعجب هم نيست ، چون كه همه مي دانند پنهان كردن عشق مشكل است و در همين حال ديوانگي به آخر شمارش مي رسيد: نود و پنج ... نود و شش ...

هنگامي كه (ديوانگي) به صد رسيد ، عشق پريد و پشت يك بوته رز پنهان شد.

(لطافت) را كه به شاخ ماه آويزان بود، پيدا كرد. (دروغ) ته درياچه ، (هوس) در مركز زمين ، خلاصه يكي يكي همه را پيدا كرد به جز عشق كه از يافتن آن نا اميد شده بود.

(حسادت) در گوشهايش زمزمه كرد كه تو حتماً بايد (عشق) را پيدا كني و او پشت بوته گل است. ديوانگي شاخه چنگگ مانند را از درخت كند وبا شدت زيادي آن را در بوته هاي گل رز فرو برد و دوباره و دوباره تا اينكه با صداي ناله اي متوقف شد. عشق از پشت بوته هاي گل بيرون آمد ، با دستهايش صورتش را پوشانده بود و از ميان انگشتانش قطرات خون بيرون مي زد.

او نمي توانست جايي را ببيند چون كور شده بود.

(ديوانگي) گفت: من چه كردم چگونه مي توانم تو را درمان كنم ؟

(عشق) پاسخ داد: تو نمي تواني مرا درمان كني ، اما اگر مي خواهي مي تواني راهنماي من باشي.

 وز از آن روز است كه (عشق) كور است و (ديوانگي) همواره در كنار او ...

نوشته شده توسط ღ♥ღ مسافـــر ღ♥ღ در جمعه بیست و ششم آبان 1385 ساعت 5:17 بعد از ظهر | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
تو دور مي شوي و انگار ابرها ستاره ام را مي چينند و تك شقايقم در مرداب مي ميرد و حال در بطن اين لحظه هاي سرد سبد هاي سيب پر از خالي است ومن اهسته زير سايه ي درخت ها تب مي كنم و در اغتشاش توهم برگ ها هذيان مي گويم اه تو هركجا هستي سري به خواب من بزن وببين كه هنوز بي شقايق بي ستاره در چشم سيب ها رنگ مي بازم
فهرست اصلی
پیوندها
ღ♥ღ نـفریـن نامه ღ♥ღ
ღ♥ღ مرگ عشق ღ♥ღ
ღ♥ღ نـیلوفرانه ღ♥ღ
ღ♥ღ شبهای پرستاره ღ♥ღ
ღ♥ღ مـاه پیشونی ღ♥ღ
ღ♥ღ دختران رؤيايــي ღ♥ღ
ღ♥ღ بــــهارک ღ♥ღ
ღ♥ღ ســـکوت ღ♥ღ
ღ♥ღ اشــــــک عشق ღ♥ღ
ღ♥ღ بــــوسه ي باران ღ♥ღ
ღ♥ღ عــــــــاشق تنها ღ♥ღ
ღ♥ღ فــاني دختر پاييز ღ♥ღ
ღ♥ღ ســـــارینا مهدی ღ♥ღ
ღ♥ღ ســــــــلطان غم ღ♥ღ
ღ♥ღ نــگاه ღ♥ღ
ღ♥ღ درد دل بــــــا دل ღ♥ღ
ღ♥ღ قـــــصر احساس ღ♥ღ
ღ♥ღ ســــينماي ايران ღ♥ღ
ღ♥ღ شــكست خورده ღ♥ღ
ღ♥ღ حـسرت ديدار ღ♥ღ
ღ♥ღ شــاكي عباد ღ♥ღ
ღ♥ღ دل عــــاشق ღ♥ღ
ღ♥ღ تبســــــــــــم ღ♥ღ
ღ♥ღ ياسمن و علـــي ღ♥ღ
ღ♥ღ___ رز ___ღ♥ღ
ღپندارنیک،گفتارنیک،کردارنیکღ
ღ♥ღنـــــــداي عشق3 ღ♥ღ
30ღ♥ღ سـال تنهايـي ღ♥ღ
ღانگارقسمتم زجهان عاشقي نبودღ
ღ♥ღ دفتـــــــر عـشق ღ♥ღ
ღ♥ღ___ غم ___ღ♥ღ
ღ♥ღ قصه ی غروب و دریا ღ♥ღ
ღ♥ღ فروغ فرخزاد ღ♥ღ
ღ♥ღ باران رویایی ღ♥ღ
ღ♥ღ هميشه در ترديد ღ♥ღ
ღ♥ღ آسمون نگاهت ღ♥ღ
ღ♥ღ واژه های احساس ღ♥ღ
ღ♥ღ روانشناسي ღ♥ღ
ღ♥ღ درد دلهاي يه دلشكسته ღ♥ღ
پیوندهای روزانه
تـولـد ღ♥ღ
هميشه در ياد توام ღ♥ღ
مي خوام برم از اينجا ღ♥ღ
بغض يك مسافر ღ♥ღ
كسي فريادم را نمي شنود ღ♥ღ
ترديد يا خيال ღ♥ღ
با گريه بخند ღ♥ღ
باورم كن ღ♥ღ
پاييز سبز ღ♥ღ
جدايي من و تو ღ♥ღ
دل تنگه ღ♥ღ
ღ♥ღ برای مهربانترینم ღ♥ღ
ღ♥ღ قصـــه !!!
ღ♥ღ عزیـــز مهربونم
ღ♥ღ غـــم دل
ღ♥ღ عشق و خوبي چيه‌!؟
ღ♥ღ دل دیگه عادت کرده
ღ♥ღ زندگی زیباست
ღ♥ღ پــاييز زرد
ღ♥ღ گیرم بازم بیایـــی
ღ♥ღ بود و نبودم از بهر چيست ؟
ღ♥ღ ای کـــاش
ღ♥ღ اشــــــک خون
ღ♥ღ تبریــــــک
ღ♥ღ چشم به انتظار
ღ♥ღ قفس تنهايي
ღ♥ღ هر چی خوبی مال تو
ღ♥ღ دیگه خسته شدم از خستگی یام
ღ♥ღ غم نامه
ღ♥ღ سرنوشت
ღ♥ღ مرگ عشق
ღ♥ღ انتظار
ღ♥ღ دلم گرفته
ღ♥ღ نامه ای برای بهترینم
ღ♥ღ خونه ی قلبم از وجودت خالیه
ღ♥ღ مرگ و سکوت
ღ♥ღ برای بهترینم
ღ♥ღ درد بی درمان
ღ♥ღ عهد شکن
ღ♥ღ غروب آشنایی
ღ♥ღ حکایت راه بهشت
ღ♥ღ حكايت عشق و دیوانگی
ღ♥ღ شب سياه من
ღ♥ღ فصل خاموشي و تنهايي
ღ♥ღ کلبه ی وجودم
ღ♥ღ اسیر عشق
ღ♥ღ ساحل و دریاحکایت تنهاییم
ღ♥ღ درد دلی با تو ای همسفر تنهاییم
تمام پیوندها
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها! لینک RSS

  • PageRank