تبليغاتX

ღ♥ღ دلم تنگ میشه برات ღ♥ღ
   
 

                            

 


 

ღ♥ღ خنده ات را از من نگیر ღ♥ღ

 

 

نان را از من بگیر ، اگر میخواهی ،
هوا را از من بگیر ، اما
خنده ات را نه .

گل سرخ را از من بگیر
سوسنی را كه میكاری ،
آبی را كه به ناگاه
در شادی تو سرریز میكند ،
موجی ناگهانی از نقره را
كه در تو میزاید .

از پس نبردی سخت باز میگردم
با چشمانی خسته
كه دنیا را دیده است
بی هیچ دگرگونی ،
اما خنده ات را كه رها میشود
و پرواز كنان در آسمان مرا میجوید
تمامی درهای زندگی را
به رویم میگشاید

عشق من ، خنده تو
در تاریك ترین لحظه ها میشكفد
و اگر دیدی ، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خیابان جاری ست ،
بخند ، زیرا خنده تو
برای دستان من
شمشیری است آخته .

خنده تو ، در پاییز
در كنار دریا
موج كف آلوده اش را
باید برفرازد ،
و در بهاران ، عشق من ،
خنده ات را میخواهم
چون گلی كه در انتظارش بودم ،
گل آبی ، گل سرخ
كشورم كه مرا میخواند .

بخند بر شب
بر روز ،
 بر ماه ،
بخند بر پیچاپیچ
خیابان های جزیره ، بر این پسر بچه كمرو
كه دوستت دارد ،
اما آنگاه كه چشم میگشایم و میبندم ،
آنگاه كه پاهایم میروند و باز میگردند ،
نان را ،
 هوا را ،
روشنی را ،
 بهار را ،
از من بگیر
اما خنده ات را هرگز
تا چشم از دنیا نبندم ...
 

 

 به قلم (پابلو نرودا ) ...

 

نوشته شده توسط ღ♥ღ مسافـــر ღ♥ღ در سه شنبه هفتم مهر 1388 و ساعت 3:4 قبل از ظهر

 
 

 

 

ღ♥ღ درد دل ღ♥ღ

 

سلام


خوبین عزیزای من

این روزا خیلی دلم گرفتس

نظرات قشنگتون رو  خوندم

ببخشین که نرسیدم  جواب بدم

ولی تک تکشو جواب می دم

 

در این دلشوره که پایانش نیست ღ♥ღ من دلم غرق تمناست

اگر از این تمنا گذرم ღ♥ღ  این دنیای فانی را چه کنم

در آرزویم که شبی  ღ♥ღ گذری در این خانه کنی

مرا در این محبس تنگ ،گاهی نظری کنی

 

 

به قلم  مسافــــــر   

 

 

نوشته شده توسط ღ♥ღ مسافـــر ღ♥ღ در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 و ساعت 4:24 قبل از ظهر

 
 

 

 

ღ♥ღ لبخند خیس پاییزی ღ♥ღ









خنده های خیس من، به رنگ برگای زرد و خشک پاییزه
چرا می گن پاییز نشونه ی بهاره، همش دروغه ،آخه دلی که بمیره چجوری دوباره جون می گیره
میگن پاییزا قشنگه، همش یه سرابه ، دلت به چیش خوشه به همون چند تا برگ زردش
دلی که خستس چجوری می تونه از عشق بخونه
پرنده که تو قفس آواز نمی خونه
همه میگن دلت چه سنگه
نمی دونن از جنس برگای پاییزه که خشکیده و دلتنگه
حالا هم که غمگینه کسی سراغش رو نمی گیره
صدای خش خش ریزش برگای پاییز
همش آوای درده، که دل تو تنهاییش میخونه
آهای مسافرا شما که می گفتین پاییزا قشنگه
رنگ برگاش طلایی رنگه
دل که شد براتون به رنگ پاییز
واستون هم پاییز بود هم بهار دل انگیز
حالا که غم اومده سراغش
ریخته همه شاخ و برگش
می یاین پا می ذارین رو برگاش
حالا که پاییزا رو کسی دیگه دوست نداره
دلم بی رنگه بی رنگه
فقط دیگه نگین، که از جنس سنگم
من پاییزا رو خیلی دوست دارم، به همون چند تا برگ زردش



به قلم مسافـــــــر

نوشته شده توسط ღ♥ღ مسافـــر ღ♥ღ در شنبه بیستم تیر 1388 و ساعت 5:42 بعد از ظهر

 
 

 

 

ღ♥ღ سفر کرده ღ♥ღ

 

 


هیچکی از رفتن من غصه نخورد

هیچکی با موندن من شاد نشد

وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت

بغض هیچ آدمی فریاد نشد

وقتی رفتم کسی غصه اش نگرفت

وقتی رفتم کسی بدرقه ام نکرد

دل من میخواست تلافی بکنه

پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد

وقتی رفتم نه که بارون نگرفت

هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود

اگه شب میرفتم و خورشید نبود

آسمون خوب میدونم مهتابی بود

دم رفتن کسی گفت سفر بخیر

که واسم غریب و نا شناخته بود

اما اون وقتی رسید که قلب من

همه ی آرزوهاشو باخته بود

چهره هیچ کسی پژمرده نبود

گلا اما همه پژمرده بودن

کسائیکه واسشون مهم بودم

همه شاید یه جوری مرده بودن

وقتی رفتم کسی غصه اش نگرفت

وقتی رفتم کسی بدرقه ام نکرد

دل من میخواست تلافی بکنه

پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد

وقتی رفتم نه که بارون نگرفت

هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود

اگه شب میرفتم و خورشید نبود

آسمون خوب میدونم مهتابی بود

دم رفتن کسی گفت سفر بخیر

که واسم غریب و نا شناخته بود

اما اون وقتی رسید که قلب من

همه آرزوهاشو باخته بود

همه ی آرزوهاشو باخته بود

 

 

به قلم یک سفر کرده ...

 

 

نوشته شده توسط ღ♥ღ مسافـــر ღ♥ღ در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 8:11 بعد از ظهر

 
 

 

 

ღ♥ღ تنهایـــــی ღ♥ღ

 

 

من از خاموشی شبهای تاریک آمده ام

فانوس من قلبی است که تو روشنی بخشش هستی

کوچه ها چه بس سرد و تاریکند

تنهایم نگذار در این وحشت تاریک، که من از بی کسی و تنهایی می ترسم

قلب من از گرمای وجود توست که می تپد، تنهایم نگذار در این غربت ای نازنین

اگر از من بگذری گناه تو نیست، در این دنیای رنگی چه کسی قلب کهنه می خواهد

دلی که سوخته، قلبی که شکسته، دیگر رنگی ندارد

تنهایی را باید خواند، باید که در این دلتنگی ماند

سهم من از زندگی این نبود، گناه من چه بود که این سرنوشت من شد

همچو شمع در این زندگی سوختم، و اینک پایان من است

ای دوست کاش در این پایان تو باورم کنی

 

 

مسافــــر

 

 

نوشته شده توسط ღ♥ღ مسافـــر ღ♥ღ در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 و ساعت 2:41 قبل از ظهر

 
 

 

 

ღ♥♥ღ رنگ زندگی ღ♥♥ღ

 

'Mosafer

 

آسمان صاف و آرام است
باد مي وزد، زمين هم در اين بين براي خود خلوتي پيدا كرده
به جز صداي باد صدايي نيست
هر چه نگاه ميكنم چيزي به جز بيابان نميبينم
انگار آن دورترها چيزيست
نگاهم را به آنجا دوختم، حيف جز چند درخت خشكيده هيچ نبود
نه از آواز پرندگان خبريست، نه از سرسبزي
زندگي انگار رنگ خود را باخته
حتي كلاغها هم قار قار نمي كنند
احساس دلتنگي به سراغم مي آيد
خودم را نمي بازم
شايد آن دور، دورها نشاني از زندگي باشد
به راه مي افتم ...
انگار آن طرف تر از بيابان چيزيست
دوباره به راه افتادم ...
حس مي كنم هوا گرمتر شده
به راهم ادامه مي دهم ...
نزديك و نزديك تر شدم
حس آشنايي ست
باز هم نزديكتر شدم ...
پشت آن تپه انگار چيزيست
باورم نمي شد انگار خواب مي ديدم
درختي پر از سرسبزي !
به جز آن درخت هيچ نبود
به فكر فرو رفتم ...
اين همان چيزيست كه به آن مي گويند، اميد
در دل آن زمين مرده چنان ريشه دوانده بود كه به عمق وجود رسيده بود
آري شايد زماني دلتنگي و غصه تو را در بر گيرند
اما با اميد مي شود به سر سبزي رسيد

 

مسافــــر


 

نوشته شده توسط ღ♥ღ مسافـــر ღ♥ღ در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 و ساعت 4:10 بعد از ظهر

 
 

 

 

ღ♥ღ عشق و شیدایی ღ♥ღ

 

             مسافر جاده www.delam-tang-mishe.blogfa.com

 

همه ی وجودم پر شده از فریاد بی صدایی

به کی بگم این درد بی همزبونی

من چه غریبم توی این شبهای بی قراری

تو خلوت خودم با سکوت و سیاهی همنشینم هر شبی

چه لذتی داشت اون لحظه های کنار هم بودن

چی شد که خط جدایی زدن به بخت تو و من

عزیز مهربونم نمی دونی که بی تو چه سردم من

شب و روز غصه و غم شدن همدم من

ازم نپرس چرا اینجوریه حالم

من هنوزم تو زندون تو در بندم

دلم گرفته با خودم آواز دلتنگی می خونم

ای مهربونم بیا تا واست از عاشقی بخونم

من با اینکه از تو دورم ،ولی خیالم با تو هر دم

ای کاش سرنوشت تو و من اینجوری نبود

روزگار هم با ما کمی مهربونتر بود

من هر دم لبریزم از عشقت

آرزوم دیدن روی ماهت

سهم عاشقا از عشق جداییه

اینم رسم عاشقی و شیداییه

 

مســافر

 

نوشته شده توسط ღ♥ღ مسافـــر ღ♥ღ در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:53 بعد از ظهر

 

 

 

ღ♥ღ جوانــــه ی عشــق ღ♥ღ

www.delam-tang-mishe.blogfa.com(جوانه عشق)

 

 

شعر من از عشق تو جوانه زد
و دل با نوای تو است که می نوازد
اما حال که اینگونه دلتنگم
تو نیستی در کنارم
من هنوزم که هنوز، به عشق تو در بندم
تو کی آیی که آزاد کنی مرا، که در بندم
من به دستان گرم تو محتاجم
بیا تا سر بر آغوشت گذارم
و برایت آواز دلتنگیم را بخوانم
دم به دم که به یاد آرم خاطرت را
چشمانم پر از شبنم و گونه هایم خیس و ترند
من بی گناهم، اماچه کنم که این شده سزایم
که در دلتنگی بمانم
نسیم می آید و من آهسته صدایت میکنم
نسیم صدای خسته ام را به تو خواهد رساند
و خواهد گفت که من بی تو چه غریبم در این دیار

 

  مســافر   

 

 

نوشته شده توسط ღ♥ღ مسافـــر ღ♥ღ در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 8:44 بعد از ظهر

 
 

 

 



تو دور مي شوي و انگار ابرها ستاره ام را مي چينند و تك شقايقم در مرداب مي ميرد و حال در بطن اين لحظه هاي سرد سبد هاي سيب پر از خالي است ومن اهسته زير سايه ي درخت ها تب مي كنم و در اغتشاش توهم برگ ها هذيان مي گويم اه تو هركجا هستي سري به خواب من بزن وببين كه هنوز بي شقايق بي ستاره در چشم سيب ها رنگ مي بازم

 

 

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
ღ♥ღ نـفریـن نامه ღ♥ღ
ღ♥ღ مرگ عشق ღ♥ღ
ღ♥ღ نـیلوفرانه ღ♥ღ
ღ♥ღ شبهای پرستاره ღ♥ღ
ღ♥ღ مـاه پیشونی ღ♥ღ
ღ♥ღ دختران رؤيايــي ღ♥ღ
ღ♥ღ بــــهارک ღ♥ღ
ღ♥ღ ســـکوت ღ♥ღ
ღ♥ღ اشــــــک عشق ღ♥ღ
ღ♥ღ بــــوسه ي باران ღ♥ღ
ღ♥ღ عــــــــاشق تنها ღ♥ღ
ღ♥ღ فــاني دختر پاييز ღ♥ღ
ღ♥ღ ســـــارینا مهدی ღ♥ღ
ღ♥ღ ســــــــلطان غم ღ♥ღ
ღ♥ღ نــگاه ღ♥ღ
ღ♥ღ درد دل بــــــا دل ღ♥ღ
ღ♥ღ قـــــصر احساس ღ♥ღ
ღ♥ღ ســــينماي ايران ღ♥ღ
ღ♥ღ شــكست خورده ღ♥ღ
ღ♥ღ حـسرت ديدار ღ♥ღ
ღ♥ღ شــاكي عباد ღ♥ღ
ღ♥ღ دل عــــاشق ღ♥ღ
ღ♥ღ تبســــــــــــم ღ♥ღ
ღ♥ღ ياسمن و علـــي ღ♥ღ
ღ♥ღ___ رز ___ღ♥ღ
ღپندارنیک،گفتارنیک،کردارنیکღ
ღ♥ღنـــــــداي عشق3 ღ♥ღ
30ღ♥ღ سـال تنهايـي ღ♥ღ
ღانگارقسمتم زجهان عاشقي نبودღ
ღ♥ღ دفتـــــــر عـشق ღ♥ღ
ღ♥ღ___ غم ___ღ♥ღ
ღ♥ღ قصه ی غروب و دریا ღ♥ღ
ღ♥ღ فروغ فرخزاد ღ♥ღ
ღ♥ღ باران رویایی ღ♥ღ
ღ♥ღ هميشه در ترديد ღ♥ღ
ღ♥ღ آسمون نگاهت ღ♥ღ
ღ♥ღ واژه های احساس ღ♥ღ
ღ♥ღ روانشناسي ღ♥ღ
ღ♥ღ درد دلهاي يه دلشكسته ღ♥ღ

 

 

تـولـد ღ♥ღ
هميشه در ياد توام ღ♥ღ
مي خوام برم از اينجا ღ♥ღ
بغض يك مسافر ღ♥ღ
كسي فريادم را نمي شنود ღ♥ღ
ترديد يا خيال ღ♥ღ
با گريه بخند ღ♥ღ
باورم كن ღ♥ღ
پاييز سبز ღ♥ღ
جدايي من و تو ღ♥ღ
دل تنگه ღ♥ღ
ღ♥ღ برای مهربانترینم ღ♥ღ
ღ♥ღ قصـــه !!!
ღ♥ღ عزیـــز مهربونم
ღ♥ღ غـــم دل
ღ♥ღ عشق و خوبي چيه‌!؟
ღ♥ღ دل دیگه عادت کرده
ღ♥ღ زندگی زیباست
ღ♥ღ پــاييز زرد
ღ♥ღ گیرم بازم بیایـــی
ღ♥ღ بود و نبودم از بهر چيست ؟
ღ♥ღ ای کـــاش
ღ♥ღ اشــــــک خون
ღ♥ღ تبریــــــک
ღ♥ღ چشم به انتظار
ღ♥ღ قفس تنهايي
ღ♥ღ هر چی خوبی مال تو
ღ♥ღ دیگه خسته شدم از خستگی یام
ღ♥ღ غم نامه
ღ♥ღ سرنوشت
ღ♥ღ مرگ عشق
ღ♥ღ انتظار
ღ♥ღ دلم گرفته
ღ♥ღ نامه ای برای بهترینم
ღ♥ღ خونه ی قلبم از وجودت خالیه
ღ♥ღ مرگ و سکوت
ღ♥ღ برای بهترینم
ღ♥ღ درد بی درمان
ღ♥ღ عهد شکن
ღ♥ღ غروب آشنایی
ღ♥ღ حکایت راه بهشت
ღ♥ღ حكايت عشق و دیوانگی
ღ♥ღ شب سياه من
ღ♥ღ فصل خاموشي و تنهايي
ღ♥ღ کلبه ی وجودم
ღ♥ღ اسیر عشق
ღ♥ღ ساحل و دریاحکایت تنهاییم
ღ♥ღ درد دلی با تو ای همسفر تنهاییم

تمام لينکها

 

»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


  • PageRank